دیدن این پیجهای هشت نشانه انسان بالغ و پنج نشانه رابطه محکوم به شکست حالمو بهم میزنه. چطور ممکنه کسی انقدر با اطمینان حرف بزنه؟ اونم درمورد چیزهایی که اصلا الگو پیشه نیستن.

 

یه روز صبح خواب بیدار میشی و میبینی همه چیزهایی که فک میکردی سرجاشون هستن درواقع خیلی وقته که رفتن. ادمایی که میشناسیمشون تو یه بشکن زدن (اینه سرعت مرگ) محو میشن. تا یه ساعت پیش داشتن ناهار میخوردن ولی فک نمیکردن چند گرم چربی اضافه تا چند دقیقه دیگه همه چیو عوض میکنه. یا یه ویروس کوفتی پیداش میشه و تو دیگه اونجا نیستی. نخواهی بود. حس میکنم توی یه شوخی بشدت بیمزه گیر افتادیم.

 

گاهی لازمه آدم خودشو از همه چی جدا کنه. از همه چیز و همه کس. از همه مفاهیم عالی و پست. از هرصدا و تصویری. از رویاها حتی. 

 

 +این به این معنی نیس که آزرده نشدیم.