ویل معتقده من میتونم به این قضیه فکر کنم. به عواطفم. به نقاط مشترکمون. به کانال های حسی که ما رو به تصوراتمون وصل میکنه و بهشون رنگ میده. نمیدونم. کل این قضیه عواطف و احساسات بیشتر شبیه یه کابوسه. من میخوام دوستت داشته باشم ولی دارم اذیتت میکنم. میخوام بخندونمت ولی همیشه تنهاتر میشم. اصلا این قضیه درست کار نمیکنه.