دل من باز اون خیابونو میخواد
جایی که ایستاده بودم خیلی دور بود. خودم رو فراموش کرده بودم و خیلی چیزهای دیگه رو. مثل دیدن صورت تورو.
زمستون داره باز از راه میرسه.. زمستونی که بیرحمانه عاشقش هستی.
این جایی که من بودم خیلی دور بود. دیگه نمیخوام از خودم دور باشم.
بیا به یک پیاده روی ساده بریم.
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۸ ساعت 10:11 توسط هایکو
|